
تقریبا در همه شهرهای ما محوطههایی باستانی با نام قوربان تپهسی وجود دارد که قوربان تپهسی واقع در روستای خوراموو در مشکین از معروفترین آنهاست. این نام شاید با لغات تقرب و قربانی در زبان عربی و با انجام مراسمهایی برای تقرب به خدایان و اهدای قربانی در ارتباط باشد. ولی چون قوربان تپهها (مانند تپه روستای خوراموو) مربوط به ادوار پیش از میلاد و دوره سکایی یا ایشغوز میباشند، احتمالا ریشه این اسامی به پیش از حضور فرهنگ و زبان عربی در منطقه ما برگردد.
قورماق در ترکی بمعنی ساختن و برپا کردن است و تفاوتش با تیکمک در این است که تیکمک؛ پیکنی و ساخت ریشهدار یک سازه است ولی در قورماق خبری از ریشه نیست و سازه روی زمین و اکثرا بدون ملات ساخته میشود. تیکمک در اصل جمع اکمک (کندن و کاشتن) و قورماق (برپا کردن) است. به چیزهایی که روی هم سوار شده باشند، قوراشدیرما و به چیزهایی مانند پل و ساختمان که ریشهدار هستند، تیکینتی میگوییم.
در همه قوربان تپهها به گورهایی سنگچین برخورد میکنیم و از آنجا که نام روستای خورامو/ قورامو نیز با فعل قورماق و ساختن بدون ملات و خشکچین مرتبط است، شاید نام قوربان تپهسی نیز از فعل قورماق گرفته شده باشد. از طرف دیگر لغت قوربان در ترکی بمعنی صندوق و غلافی چرمی برای اشیای قیمتی است و به تیردان تیرهای معمولی در ترکی ساداق و به تیردان تیرهای طلایی قوربان میگویند و عمادالدین نسیمی در شعری میگوید:
قاشینلا گؤزلرین یارب نه فتتان یای و اوخدور کیم
فلکدیر تیرینه ترکش، ملکدیر یایینا قوربان.
و چون در گورهای مربوط به قوربان تپه، اجساد متعلق به شاهان، شاهزادگان و فرماندهان به همراه اشیای قیمتی یافت میشود، شاید قوربان تپه بمعنی صندوق اشیای قیمتی باشد، خصوصا که ترکها بعضاً به قبرستانلیق، قارا صاندیق نیز میگویند.
سال ۷۵ دهها کتیبه باستانی در نزدیکی قوربان تپهسی در روستای شاهوئردی قشلاقی یافت شد و روزنامه کیهان و روزنامههای دیگر تصاویر و اخبار آن را منتشر کردند و دو تصویر از آن کتیبهها در ص۳۱۱ جلد اول کتاب ایران تورکلرینین اسکی تاریخی نیز درج شده است. آن کتیبههای سنگی سه سال در زیرزمین موزه تبریز ماندند و بعد ناپدید شدند. آن کتیبهها از طلا نبود که احتمال دزدی و فروش آن وجود داشته باشد و تنها فرض ممکن تلاشی سیستماتیک برای نابودی تاریخ ترکهاست.
ابراهیم ساوالان